بیضاء
روز پنج شنبه به تاریخ 1393/2/11 قرار بود خاله مرضیه توی شیراز عروس بشه. برا همینم روز قبلش رفتیم شیراز و دوشنبه هم برگشتیم.
چون ایام عید به روستای بابا نرفته بودیم، قرار شد که یه روز قبل از برگشت (یکشنبه) بریم روستای پدری و فردا صبح از همونجا به سمت تهران حرکت کنیم.
حالا این روستا کجاست؟
بیضا شهری است تاریخی در حدود ۳۰ کیلومتری شمال غربی شیراز.
علت نامیدن این شهر به نام بیضا، وجود دژی در این منطقه بود که بدست پاپکبا سنگ مرمر ساخته شده بود. پس از حملهٔ اعراب، این منطقه، بیضا؛ به معنی سپید نامیده شد. قدمت این شهر به بیش از ۸۰۰۰ سال میرسد. درسالهای اخیر آثار تاریخی بسیاری دربیضا کشف گردیده. این شهر زادگاه کورش بزرگبوده و در زمان هخامنش از رونق بسیاری برخوردار بودهاست.
از نام آوران بیضا می توان به این افراد اشاره کرد:
کوروش کبیر (شاه هخامنشی که در دشت بیضا زاده شده است و خود را شاه انشان نامید)، سیبویه (از جمله عالمان صرف و نحو زبان عربی در قرن دوم)، حسین منصور حلاج (از معروفترین عرفای قرن سوم)، ابن مقله بیضائی (از خوشنویسان، شاعران و دانشمندان بنام قرن چهارمهجری و مخترع خط نسخ)، بابا رکن الدین شیرازی (عالم و عارف بزرگ قرن هشتم)، قاضی بیضاوی (از قضات ودانشمندان قرن هفتم) و .....
البته لازم به ذکره که بابایی و مامانی شیراز متولد شدن ولی باباحاجی و مامان حاجی (پدر و مادر بابایی) متولد بیضا هستن.
اینم چند تا عکس که توی خونه آقا و ننه گرفتیم و جاتون خالی خیلی هم خوش گذشت. (بابایی به پدر بزرگ و مادر بزرگش میگه آقا و ننه)

ننه در حال دادن مرغ به دست داداشی و ریختن ترس او از این حیوون!!

ننه، بابایی و ما در لانه مرغان!!

و همون عکس قبلی به همراه آقا !

در آغوش مهربان آقا، زیر درخت گردو

آقا در حال چیدن سبزی برای ما!!

عمو رضا و آقا (مثه خان ها لم دادن!!!)

و اینم آبجی زهرا که تونسته خودش رو وارد جمع این خانین بکنه!!



بیضاء 

